مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ
شما را چه شده است که همدیگر را یاری نمیکنید؟!
صفحه 447 را بر اساس مرزهای تأییدشده Tanzil بخوانید. این انتخاب شامل 27 آیه است.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ
شما را چه شده است که همدیگر را یاری نمیکنید؟!
بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ
[نه!] بلکه امروز آنان از در تسلیم درآمدگانند!
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَآءَلُونَ
و بعضی روی به بعضی دیگر میآورند [و] از یکدیگر میپرسند!
قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ
[و] میگویند: «شما [ظاهراً] از درِ راستی با ما درمیآمدید [و خود را حق به جانب مینمودید]!»
قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ
[متّهمان] میگویند: «[نه!] بلکه با ایمان نبودید.
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَـٰنٍۭ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَـٰغِينَ
و ما را بر شما هیچ تسلطی نبود، بلکه خودتان سرکش بودید.
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ ۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ
پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعاً باید [عذاب را] بچشیم!
فَأَغْوَيْنَـٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِينَ
و شما را گمراه کردیم، زیرا خودمان گمراه بودیم!»
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ
پس، در حقیقت، آنان در آن روز در عذاب شریک یکدیگرند!
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ
[آری،] ما با مجرمان چنین رفتار میکنیم!
إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ
چرا که آنان بودند که وقتی به ایشان گفته میشد: «خدایی جز خدای یگانه نیست»، تکبر میورزیدند!
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍۭ
و میگفتند: «آیا ما برای شاعری دیوانه دست از خدایانمان برداریم؟!»
بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ
ولی نه! [او] حقیقت را آورده و فرستادگان را تصدیق کرده است.
إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ
در واقع، شما عذاب پر درد را خواهید چشید!
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
و جز آنچه میکردید جزا نمییابید!
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان پاکدل خدا!
أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ
آنان روزیِ معیّن خواهند داشت.
فَوَٰكِهُ ۖ وَهُم مُّكْرَمُونَ
[انواع] میوهها! و آنان مورد احترام خواهند بود.
فِى جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِيمِ
در باغهای پر نعمت!
عَلَىٰ سُرُرٍ مُّتَقَـٰبِلِينَ
بر سریرها در برابر همدیگر [مینشینند].
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍۭ
با جامی از باده ناب پیرامونشان به گردش درمیآیند؛
بَيْضَآءَ لَذَّةٍ لِّلشَّـٰرِبِينَ
[بادهای] سخت سپید که نوشندگان را لذتی [خاص] میدهد؛
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ
نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستی [و فرسودگی] میافتند!
وَعِندَهُمْ قَـٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌ
و نزدشان [دلبرانی] فروهشتهنگاه و فراخدیده باشند!
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ
[از شدّت سپیدی] گویی تخم شتر مرغ [زیر پَرَ]ند!
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَآءَلُونَ
پس برخیشان به برخی روی نموده و از همدیگر پرسوجو میکنند.
قَالَ قَآئِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌ
گویندهای از آنان میگوید: «راستی من [در دنیا] همنشینی داشتم،