وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ
و هم اوست که دو نوع میآفریند: نر و ماده،
صفحه 528 را بر اساس مرزهای تأییدشده Tanzil بخوانید. این انتخاب شامل 24 آیه است.
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ
و هم اوست که دو نوع میآفریند: نر و ماده،
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ
از نطفهای چون فرو ریخته شود.
وَأَنَّ عَلَيْهِ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُخْرَىٰ
و هم پدید آوردن [عالم] دیگر بر [عهده] اوست.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغْنَىٰ وَأَقْنَىٰ
و هم اوست که [شما را] بینیاز کرد و سرمایه بخشید.
وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعْرَىٰ
و هم اوست پروردگار ستاره «شِعری».
وَأَنَّهُۥٓ أَهْلَكَ عَادًا ٱلْأُولَىٰ
و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد.
وَثَمُودَا۟ فَمَآ أَبْقَىٰ
و ثمود را [نیز هلاک کرد] و [کسی را] باقی نگذاشت.
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ
و پیشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زیرا که آنان ستمگرتر و سرکشتر بودند.
وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ
و شهرها[ی سَدوم و عاموره] را فرو افکند.
فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ
پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردی] آنچه را پوشاند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ
پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا میداری؟
هَـٰذَا نَذِيرٌ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓ
این [پیامبر نیز] بیمدهندهای از [جمله] بیمدهندگان نخستین است.
أَزِفَتِ ٱلْـَٔازِفَةُ
[وه چه] نزدیک گشت قیامت.
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ
جز خدا کسی آشکارکننده آن نیست.
أَفَمِنْ هَـٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ
آیا از این سخن عجب دارید؟
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ
و میخندید و نمیگریید؟
وَأَنتُمْ سَـٰمِدُونَ
و شما در غفلتید.
فَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ وَٱعْبُدُوا۟ ۩
پس خدا را سجده کنید و بپرستید.
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه.
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةً يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ
و هر گاه نشانهای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است.»
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ
و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند، و [لی] هر کاری را [آخر] قراری است.
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مایه انزجار [از کفر] است به ایشان رسید.
حِكْمَةٌۢ بَـٰلِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ
حکمت بالغه [حق این بود]، ولی هشدارها سود نکرد.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍ نُّكُرٍ
پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی [حق] به سوی امری دهشتناک دعوت میکند،