يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ
بر گردشان پسرانی جاودان [به خدمت] میگردند،
صفحه 535 را بر اساس مرزهای تأییدشده Tanzil بخوانید. این انتخاب شامل 34 آیه است.
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ
بر گردشان پسرانی جاودان [به خدمت] میگردند،
بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ
با جامها و آبریزها و پیاله[ها]یی از باده ناب روان.
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ
[که] نه از آن دردسر گیرند و نه بیخرد گردند.
وَفَـٰكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ
و میوه از هر چه اختیار کنند.
وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ
و از گوشت پرنده هر چه بخواهند.
وَحُورٌ عِينٌ
و حوران چشمدرشت،
كَأَمْثَـٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ
مثل لؤلؤ نهان میان صدف،
جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
[اینها] پاداشی است برای آنچه میکردند.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا
در آنجا نه بیهودهای میشنوند و نه [سخنی] گناهآلود.
إِلَّا قِيلًا سَلَـٰمًا سَلَـٰمًا
سخنی جز سلام و درود نیست.
وَأَصْحَـٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَـٰبُ ٱلْيَمِينِ
و یاران راست؛ یاران راست کدامند؟
فِى سِدْرٍ مَّخْضُودٍ
در [زیر] درختان کُنار بیخار،
وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ
و درختهای موز که میوهاش خوشه خوشه روی هم چیده است.
وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ
و سایهای پایدار.
وَمَآءٍ مَّسْكُوبٍ
و آبی ریزان.
وَفَـٰكِهَةٍ كَثِيرَةٍ
و میوهای فراوان،
لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ
نه بریده و نه ممنوع.
وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ
و همخوابگانی بالا بلند.
إِنَّآ أَنشَأْنَـٰهُنَّ إِنشَآءً
ما آنان را پدید آوردهایم پدید آوردنی،
فَجَعَلْنَـٰهُنَّ أَبْكَارًا
و ایشان را دوشیزه گردانیدهایم،
عُرُبًا أَتْرَابًا
شوی دوست همسال،
لِّأَصْحَـٰبِ ٱلْيَمِينِ
برای یاران راست.
ثُلَّةٌ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
که گروهی از پیشینیانند،
وَثُلَّةٌ مِّنَ ٱلْـَٔاخِرِينَ
و گروهی از متأخران.
وَأَصْحَـٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَـٰبُ ٱلشِّمَالِ
و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟
فِى سَمُومٍ وَحَمِيمٍ
در [میان] باد گرم و آب داغ.
وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ
و سایهای از دود تار.
لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ
نه خنک و نه خوش.
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ
اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند.
وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ
و بر گناه بزرگ پافشاری میکردند.
وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَـٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
و میگفتند: «آیا چون مردیم و خاک واستخوان شدیم، واقعاً [باز] زنده میگردیم؟
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ
یا پدران گذشته ما [نیز]؟»
قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْـَٔاخِرِينَ
بگو: «در حقیقت، اولین و آخرین،
لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَـٰتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ
قطعاً همه در موعد روزی معلوم گرد آورده شوند.»